رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
12
در آستانه قرآن ( فارسى )
بر حسب تعريف ، « سنّت » عبارت از تودهء انبوه اطلاعات شفاهى است كه فقط در حدود اواخر قرن دوم هجرى هشتم مسيحى 1 در همهء جهان اسلامى
--> ( 1 ) پيش از بلاشر ، مستشرقان ديگر انصاف بيشترى به خرج داده و تدوين حديث را به اوايل قرن دوم هجرى باز گفتهاند . ( گلدزيهر : مطالعات اسلامى 274 - 203 ترجمهء انگليسى 251 - 189 فرانسوى 250 - 241 . اشپرنگر : حديث نزد عرب 17 - 1 ) . البته ميان كتابت و جمع حديث بايد فرق گذارد . ولى با وجود اين ، جمع و تدوين حديث هم حتى به سالهاى - صدر اسلام باز مىگردد . اين معروف است ميان مردم كه نخستين مدون علم ( حديث ) ابن شهاب زهرى ( متوفاى 124 ه . ) بوده و نخستين كتاب بعد از 143 هجرى نوشته شده ( مقدمهء تقييد - العلم 5 و 6 ) ، ولى انتشار رسالات و كتب خطى اخيرا اسناد محكمى بر خلاف آن بدست داده است . البته در بعضى از اخبار آمده كه در آغاز نزول وحى ، از بيم مخلوط شدن اقوال و احاديث رسول خدا ( ص ) با وحى الهى ، پيامبر اكرم ( ص ) كتابت حديث را نهى فرمود ( تقييد العلم 29 - 32 ) . ولى وقتى حافظان وحى زياد شدند و بيم التباس و اختلاط حديث و قرآن از ميان رفت ، كتابت حديث را اجازه فرمود و حتى دستور داد : « قيد و العلم بالكتاب » ( تقييد : 69 تفصيل در علوم الحديث دكتر صبحى صالح : 14 - 33 . ) به همين جهت مىبينيم كه تنى چند از صحابه در زمان رسول خدا احاديث را نوشته و مجموعههائى از آن براى خود ترتيب داده بودند . از جمله سعد بن عبادهء انصارى ( متوفاى حدود 15 ه . در نجران ) كه از كاتبان دورهء جاهليت نيز شمرده شده ( تهذيب التهذيب ابن حجر رقم 883 ) صحيفهاى داشت كه احاديث و سنن رسول خدا را در آن گرد آورده بود . ( صحيفه همام 16 و 17 . ) عبد الله بن ابى اوفى و سمرة بن جندب ( 60 ه . ) و جابر بن عبد الله انصارى ( م 78 ه . ) ( صحيفهء همام 14 ) هر يك صحيفهاى داشتند كه احاديث رسول خدا را در آن گرد آورده بودند . مشهورترين آنها « صحيفه صادقه » عبد إله - ابن عمرو بن عاص ( 65 ه . ) بود . عبد إله بن عباس نيز در مجالس علمى ( حديث ) الواحى داشت كه احاديث را بر آن نوشته بود . گذشته از آن ، به هنگام هجرت بدستور رسول خدا حقوق مهاجر و انصار و يهود و عرب در منشورى تدوين شد . اين صحيفه در آغاز « كتاب » خوانده شد . ( الوثائق السياسيه دكتر حميد إله وثيقهء 1 . ص 15 . ) شهرت اين صحيفه خود حاكى از رواج كتابت فرامين رسول خداست . ارادهء رسول خدا ( ص ) در مرض موت كه كتابى براى مسلمانها نوشته شود تا بعد از او ( ص ) گمراه نشوند ، نيز خود بهترين دليل است . پس كتابت حديث